تبليغاتX
سراب

خداوندا .آرامشی عطا فرما تا بپذیرام آنچه را که نمی توانم تغیر داهم تغیر دهم آنچه را که می توانم و دانشی که تفاوت این دو را بدانم  آمین  .     

                                       

+ نوشته شده توسط رضا در یکشنبه 1386/05/14 و ساعت 1:43 |
انانکه علی را خدای خویش می دانند کفرش به کنار عجب خدا ییدارند    

+ نوشته شده توسط رضا در شنبه 1386/05/13 و ساعت 1:26 |


گفتى كه تا به روز قيامت قهر، فردا قيامت است و شبم بيدار
دست تو و شفاعت فردا روز، دست از سر سياهى شب بردار
در اين يتيم خانه كه مى بينى يك كودك، كودك است و رنگ به روى اش نيست
دستش ببين، ببين. به خدا سرد است، گرم از دست هاى تو پس بگذار
تنگ غروب تا كه تو مى رفتى شلاق غيبت ات به تن اش مى خورد
لبخند مى زدت كه مباهات است اين تازيانه هاى مسيحاوار
بى سرپناه دست تو در اين ظهر، اين تشنه كودك است كه مى ميرد
از ما سراغ دست تو مى گيرد: «كو آن بهار خوب سخاوت بار»
افطار مى شد و پدرش مى گفت: «لب هاى روزه را به دعا واكن»
اين روزه ها تمام به پاى تو، افطار را به دست خدا بسپار...!

+ نوشته شده توسط رضا در سه شنبه 1386/05/09 و ساعت 2:12 |